|
حفاظت و مرمت
|
||
|
مرمت آثار فرهنگی - تاریخی |
تاريخچه مرمت :
مرمت را مي توان همراه معماري به حساب آورد و به اين مفهوم از همان زماني يك بناي شكل گرفت مرمت آن بنا هم كم كم خود را نشان داد . به اين ترتيب چه در ايران و چه در ديگر ممالك و تمدنها مرمت همواره وجود داشته است مثالهاي كه در اين زمينه براي اين سرزمين مي توان نام برد به تغير كاربري چهار طاقي ها و آتشكده ها و كليساها به مساجد يا به توسعه مساجد مثل مسجد جامع اصفهان و به اندود كردن و بررسي سالانه بام ها در بناها اشاره كردو یا استفاده از پشت بند در بیشاپور پس از ساخت بنا برای جلوگیری از رانش طاق .
آنچه را كه به عنوان مرمت به معناي امروز خود مي شناسيم را مي توان در قرن 18 ميلادي در اروپا جستجو كرد در اينجا سعي مي كنيم كه بخش از آن را بصورت خلاصه و نظريات برخي از مهمترين افرادي را كه در اين مقوله تلاش داشته اند را مي آوريم .
اعلام رسمي حفاظت از آثار باستاني توسط كنوانسيون ملي فرانسه به سال 1794 تاثير به سزايي در اروپا بر اصل احياي بناها در شكل كالبد و عملكرد در گذشته و روشهاي مختلفي را نيز براي تحقيق اين هدف دنبال كرد . در سه دهه اول قرن 19 ميلادي معيار و روشي براي مرمت اعمال شد كه در آن به لحاظ بعد زماني اولين تصوير حاصل از امر مرمت عبارت بود از اتخاذ روش ها و راه حل هايي كه بتوان با استفاده از آن بخشهاي اصيل بنا را از بخشهاي مرمت شده تشخبص داد . با فراز و نشيب هاي متعددي كه در تئوري هاي مرمت پيش آمد بالاخره به سال 1931 ، كنگره بين المللي آتن ، اصول و مباني مربوطه به مرمت را جمع آوري و مدون كرد . منشور آتن توصيه اكيدي بر مراقبت و استحكام بخشی آثار كرده و استفاده از ابزارهاي فني و سيستم هاي سازه ای در كاملاً مدرن را مجاز شمرد و يك سال بعد در سال 1932 آقاي گوستاو جوانوني در ايتاليا باز نگري جامعي بر آن ارائه داد . شاخص ترين تئوري او در ارجح شمردن ارزش سندي و تاريخي بنا بر ارزش كالبدي و شكلي آن است . اصل فوق در منشور مرمت كشور ايتاليا كاربردي عمده يافت . اين نظريه مرمت علمي ناميده مي شود و در آن تمامي عناصر با ارزش هنري با هر سابقه تاريخي مورد حفاظت قرار مي گيرند .
گرايش به ايجاد وحدت سبكي و يا باز گرداندن بنا به فرم اوليه ، ساير موارد را ناديده نمي گيرد و به عبارتي تمام الحاقات جزء قشرهاي تاريخي محسوب مي گردند ، ضمن اينكه نيازهاي جديد عملكرد بنا بر آورده مي شوند .
بدليل ابعاد وسيع بازسازي در بين سالهاي 1945-1943 مرمت علمي فاقد كارآيي لازم بود و آن زمان غير قابل قبول اعلام مي گردد . بديهي است كه بناي معماري فقط يك سند تاريخي نيست بلكه در وهله نخست اثري است با شكلي مشخص كه بيانگر يك ارزش هنري و معنوي مي باشد و به همين دليل داراي اهميت مضاعف مي شود يعني در واقع ارزش هنري بنا اهميت مي يابد و تمامي ارزشهاي ديگر زير مجموعة آن قلمداد مي شوند و از همين جا مرمت مدرن بر مبناي نظري آن بر كيفيت وحدت شكلي بين اقدام خلاقانه جديد و بناي قديم نيز جزء اهداف عمده تلقي مي گردد .
حال سخن را خلاصه كرده و به نظريه هاي مهم در مرمت مي پردازيم .
تئوریسین های مشهور مرمت
1- اوژن ويوله لودوك (1879- 1814)
معمار فرانسوي و يكي از فعالترين مرمت كنندگان آثار تاريخي جهان مطرح است . وي در كار مرمت به ابعاد اقتصادي و بهداشتي توجه داشت . بنا به عقيده وي ، بنا هاي تاريخي بايد از بناهاي اطراف پاك رها شوند تا بتوان به اهميت آنها بيشتر پي برد . او دو نظريه عمده را مطرح كرد :
الف : نظريه پويايي ماده در ساختمان : ماده بي جان براي برخورداري از روح و روان بايد به صورتي به كار گرفته شود كه معمار در نظر دارد .
ب: نظريه سبك و زمان : او سبك را مجموعه از قوانين و مقرراتي مي داند كه با توجه به تكنولوژي زمان و در زمان تعريف مي شود . اصولي را كه در اين رابطه بيان مي كند شامل موارد زير است .
يكم : حذف بخش هاي اضافه شده به بنا پس از تاريخ اصلي آن
دوم : تكميل يا احداث بناي فرسوده يا نا تمام بر پايه سبك گذشته بنا به صورت اوليه
سوم : شباهت و درك اثر .
چهارم : حفظ بناي كاملاً فرسوده و تخريبي .
2- جان راسكين : (1900- 1818 )
حقوقدان انگليسي كه با روي آوردن به هنر ابتدا به نقد فلسفه هنر پرداخت و سپس روي به فلسفه اجتماعي آورده راسكين با ديدي كاملاً هجران زده به گذشته و با الهام از گذشته سعي بر آن داشت تا تحولي اساسي در انديشة فرهنگي مردم ايجاد كند . معروف ترين اثرش « هفت مشعل معماري » است كه در سال 1848 انتشار يافت هفت مشعل وي عبارت اند از :
حقيقت ، ايثار ، قدرت ، زيبايي ، زندگي ، خاطره و اطاعت
راستين با اقدامات خود پايه گذار دو نظريه عمده در امر مرمت شد . اين دو نظريه شامل نظريه .
الف : منظم سازي
ب: نظم اندام وار است .
راسکین بر مبنای نظریات فوق اصولی را مطرح ساخت که در مرمت موثر واقع شد که عبارتند از :
یکم : اصل فنا پذیری
دوم : اصل عدم تکرار
سوم : اصل عمر و اعتبار
چهارم : اصل عدم دخالت
پنجم : اصل مرمت آئینی
3- کامیلو بویی تو: (1914-1846)
محقق و معمار ایتالیایی که پدر مرمت شهری جدید نامیده می شود . او اولین شخصیتی است که در باز زنده سازی توجه به مفاهیم معماری را جایگزین تبعیت از ویژگیهای شکلی – سبکی بناهای در دست تعمیر کرد . « نکاتی پیشنهادی وی در مورد مرمت شهری تأثیر زیادی در تدوین و شکل گیری اولین منشور معماری داشت » .
نظریات بویی تو را می توان به دو مورد خلاصه کرد :
الف: جایگزینی مفاهیم معماری به جای ویژگیهای شکلی و سبکی : مفهوم معماری مهم است نه سبک و شکل آن .
ب: فراتر از زمان بودن بنا ها و مجموعه های تاریخی : دمیدن روح جدید به کالبد قدیم سبب می شود تا بنا ها و مجموعه های تاریخی زنده شوند . هنگامی که یک اثر تولید می شود کاری مادی وقوع یافته است ولی بعد از یک نسل تعاملات غیر مادی و فرهنگی در اثر وارد شده و معنای فرهنگی می یابد .
بر اساس نظریات فوق می توان اصول زیر را مطرح کرد :
یکم : ایجاد عملکرد جدید در کالبد قدیم
دوم : تعیین دوره مداخله در هر دوره
سوم : تدوین مبانی اقدام
چهارم : عدم تقلید از سبکهای گذشته معماری
دستور العملهای مرمتی را بر اساس نظریه ها و اصول مورد نظر بویی تو می توان به صورت زیر مطرح کرد .
الف : دخالت در بنا با استفاده از مفاهیم کهن ولی متفاوت از سبک قدیم
ب: تفاوت گذاشتن بین مصالح قدیم و جدید به هنگام اقدام
ج: استقرار نمايشگاه در كنار هر نوع اقدام براي مشخص نمودن جايگاه عناصر مداخله
د: معرفي بنا يا مجموعه هاي تاريخي با استفاده از امكانات آموزشي
ر: حك تاريخ و زمان اقدام
ز: توصيف مراحل مداخل و بيان علت اقدام
4- كاميلوسيت (1903-1843)
معمار اتريشي كه مهمترين اثر وي كتاب «هنر ساختن شهرها » در سال 1889 مي باشد . بيشتر نظريات او در باب مرمت شهري است .
5- لوكا لبترامي (1933-1854)
معمار و نقاش ايتاليايي كه به مرمت ابنيه بر اساس نقشه ها و مدارك و شواهد تاريخي مي انديشيد .
وي معتقد است به « بازسازي اصيل بنا به تشكل اوليه اش » . نظريات او تلفيقي از نظريه هاي ويوله لودوك و جان راسكين بوده است و شامل دو نظريه عمده است .
الف : تعلق بنا به محيط شهري
ب: روش مرمت تاريخي
اصول مرمتي كه داشت شامل
يكم – بازسازي مو به مو
دوم – حق مداخله در بنا ، مجموعه يا بافت شهري مشروط بر وجود مدارك لازم در مورد موجوديت اوليه آن .
6- جوانوني
در سال 1920 رياست كميته حفظ آثار هنري و باستاني ايتاليا را به عهده داشت .
مجموعه دستورات او در زمينه بافت شهري مجاور مونومان ها بعدها در كنفرانس آتن 1931 تصوير و منتشر شد . او به معماري مدرن اعتقاد نداشت و آنرا بدون استيل ميدانست و معتقد بود كه نبايد در كنار يك بناي تاريخي و باستاني بنايي امروزي بسازيم چرا كه آنرا خيانت به سبك باستان مي دانست .
او معتقد بود كه مي توانيم در كنار معماري باستاني ، ساختماني بسازيم و يا قسمتي ازيك ساختمان كه ويران و نابود شده است ، تكميل كنيم ، منتهي بايد سبك و استيل آن بناي باستاني را اخذ كرده و بعد آن را به صورت هر چه ساده تر ، خلاصه كنيم . بنا بايد از تزئينات عادي باشد و تمام اجزا آن به نحو شماتيك و خلاصه باشد . ما بايد يك بناي نوتر (NEUTRE) يعني خنثي و بي تفاوت بسازيم .
7- جزاره بر اندي
تئوريسين و مرمت معروف ايتاليايي مرمت را به اين صورت براي ما تعريف مي كند : « لحظه متدي دو باره شناسي شده كار هنري در كالبد فيزيكي آن و همچنين در دو قطب زيبايي شناسي و تاريخي بطوريكه بتوانيم آنرا براي آينده گان تحويل دهيم » .
عقايدش بصورت موارد زير خلاصه مي شود :
الف : اثبات و شناسايي يك اثر هنري توسط بحث انتقاده
ب : دوباره سازي و دوخت و دوز قسمت كسر اثر هنري
ج : دخالت بعنوان مرمت روي ماده اثر هنري انجام مي شود چه به جهت نجات اثر هنري و چه به عنوان خود جسم اثر هنري .
پيشنهادات براندي
1- با ارزش بودن ديد زيبايي شناسي كه توام با نگرش تاريخي باشد .
2- مرمت يك عملكرد منتقدانه و يك قضاوت شرط به شرط را مي طلبد .
3- مرمت به عنوان وحدت بخشيدن و تمامي ديدن اثر هنري ميباشد و دخالت مرمتي بايستي قابل برگشت باشد .
خصوصيت تجربي بودن دانش معماري باعث وجود اختلاف نظم و نقاديهاي شديد بين صاحب نظران و علاقه مندان مي شود . از همين رو برخي از نظريه پردازان در مورد مرمت نظريه هايي گاهاً افراطي و متفاوتي با ديگران دارند كه به نظر ما اين نظريات هم قابل احترام است و هم اكنون به يكي از اين نظريه پردازان اشاره مي كنيم كه از او شناخت بيشتري نسبت به ديگران داريم .
8-لوكور بوزيه (1965- 1887)
نام اصلي وي « شارن ادوارد ژانره » است . نقاش ، معمار و شهر ساز سويسي الاصل كه در سال 1928 يكي از اعضاي اصلي چهارمين كنگره سيام بود . متذكر مي شوم كه نظريات او كه در اينجا ذكر مي شود بيشتر در باب مرمت شهري است .
الف : نفي گذشته
ب: معماري نمي تواند به بنايي محدود شود كه در گذشته بنا شده است .
ج : تبعيت فرم از عملكرد : كالبد بايد در مقابل عملكرد مطيع باشد .
د: منطقه بندي تنها ابراز پاسخگويي به اهداف شهر سازي جديد .
دستور العمل هاي لوكوربوزيه را مي توان به صورت زير دسته بندي كرد :
یکم : تخريب بنا ، مجموعه و يا بافت هاي فرسوده شهر
دوم : جايگزين كردن بنا ، مجموعه و يا بافت هاي جديد بر روي بافت قديم براي خلق فضاهاي جديد .
سوم: حفظ تعدادي محدود از بناها با ارزش به منظور پاس داشتن خاطره هاي شهري
چهارم : ورود وسايل نقليه و موتوري به داخل بافتهاي شهري كهن .
دکتر احمد میرزا کوچک خوشنویس
متولد تهران
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معماری از دانشگاه هنر های زیبا
دکترای تغییر کاربری بناهای تاریخی از دانشگاه سیدنی استرالیا
عضو هیئت علمی و مدیر گروه مرمت بناهای تاریخی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
رئیس پژوهشکده ابنیه و بافت های تاریخی پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور
ترجمه کتابهای :
گونه شناسی عناصرپایدار در معماری
معماری برای کودکان
دانشگاه هنر اصفهان
دانشکده مرمت
گروه ابنیه و بافت(کارشناسی ارشد)
· تعاریف
· مکان به معنی بافت،ناحیه، ساختمان ویا هر کار و اثر ارزشمندی که توسط مردم دارای اهمیت خاصی می باشد .
· ارزش میراثی به معنی ارزشهای زیبایی ، تاریخی، علمی یا اجتماعی نسلهای گذشته،حال یا آینده می باشد.
ماده اول
حفاظت Conservation
حفاظت به معنی همه فرایند مراقبتی یک مکان است که ارزش میراثی آن را به کالبد باز می گرداند. این عمل شامل همه اقدامات عملی خواهد بود که بر طبق نیاز به امر نگهداری، مرمت، بازسازی و تغییر کاربری می پردازد و به طور معمول ترکیبی از این امور خواهد بود.
کالبد Fabric
کالبد به معنی همه موجودیت فیزیکی مکان می باشد.
اقدامات عملی به معنی ادامه مراقبت نسبت به کالبد میباشد و شامل بررسی ویژگی های آن و موقعیت مکان میگردد و لازم است بحث آن از صرف تعمیر و مرمت کردن ممایز گردد،زیرا تعمیر کردن در گیر مرمت و بازسازی است.
نگهداریpreservation
نگهداری به معنی مراقبت یا انجام اقدامات عملی بر روی کالبد مکان و موقعیت آن و توقف پوسیدگی میباشد
مرمت Restoration
مرمت به معنی باز گرداندن کالبد موجود یک مکان به حالت اولیه شناخته شده می باشد، که بوسیله حذف عناصر الحاقی یا جمع آوری و ترکیب دوباره عناصر کالبد بدون معرفی مصالح جدید انجام می پذیرد.
بازسازی Reconstruction
بازسازی به معنای باز گرداندن یک اثر به حالت اولیه شناخته شده اش می باشد که با معرفی مصالحی غیر خودی (نو یا کهنه)به کالبد مکان ممکن می گردد. این امر نبایستی با باز آفرینی و یا بازسازی حدسی اشتباه گردد زیرا این مساله از حوصله این سخن خارج است.
تغییر کاربری Conversion
تغییرکاربری به معنی تغییر یک مکان به استفاده های سازگار مناسب و پیشنهادی میباشد استفاده سازگار به معنی استفاده ای است که هیچ تغییری در ارزشهای میراثی کالبد بوجود نیاورد، تغییراتی که قابل باز گشت بوده و کمترین برخوردها را داشته باشد مجاز است.
اصول حفاظتی
ماده دوم
هدف از حفاظت باز گرداندن ارزش میراثی یک مکان است وبایستی شامل برنامه ای جهت امنیت، سالم سازی،حفاظت عملی و فنی و اهداف آتی آن باشد.
حفاظت تنها مرمت کردن و تعمیر کالبد مکان نیست.
ماده سوم
حفاظت بر اساس احترام کالبد موجود شکل میگیرد و بایستی حداقل دخالت فیزیکی ممکن را شامل گردد و نبایستی مدارک و اسناد ارائه داده شده توسط کالبد را از بین ببرد.
مراقبت از کالبد مکانهای با ارزش یکی از اصلی ترین عناوین حفاظتی است و تنها زمانی که کالبد با همه جزئیات باقی است امکان درک آن چیزی که در خود دارد را بوجود می آورد.
ماده چهارم
حفاظت بایستی زمینه های استفاده از همه اصولی که میتواند جهت مطالعه و سالم سازی مکان دخیل باشد را بررسی نماید. فناوری وروشهای فنی بکار گرفته شده بایستی سنتی باشد، اما در بعضی موارد چنانچه نیاز باشد می توان از شیوه های جدید که بر اساس علوم و تجربیات فنی پیشرفته پیشنهاد می گردد، استفاده برد.
ماده پنجم
حفاظت یک مکان شامل همه جنبه های ارزش میراثی آن است ،بدون آنکه هیچ تعصب و یا تاکیدی بر هر یک از جنبه های آن وجود داشته باشد.
در درک و فهم ارزشهای میراثی اماکن و اخذ تصمیم نسبت به آن نبایستی هیچ تعصب خاصی وجود داشته باشد. گاه تبادل نظر با افراد دیگر لازم می آید تا آنجا که حتی ارزشهای تا بحال ناشناخته ای رخ می نماید. زمانی نیز بین جنبه های مختلف ارزشی رقابت و یا تضاد وجود دارد، برای مثال در مورد مرمت کالبد به حالت اولیه که نیازمند حذف قسمتهای الحاقی زمان بعدی باشد.
ماده ششم
سیاستگزاری امر حفاظت برای یک مکان بایستی اول ارزش میراثی آن را تفهیم و تدوین نماید.
اولین هدف بسیار مهم یک طرح حفاظتی شناخت ارزشهای میراثی آن مکان است. بعضی جنبه های ارزش میراثی را از طریق تحقیق و بررسی نظام یافته می توان به تمامیت آن دست یافت، و نیز ممکن است از طریق مشورت با افرادی که از مکان استفاده می کنند امکان پذیر باشد.
ماده هفتم
سیاستگزاری حفاظتی تعیین می نماید چه استفاده هایی سازگار هستند.
نحوه استفاده و انتخاب کاربری برای یک مکان میتواند تاثیرات مهمی بر روی اثر بگذارد. هر کاربری جدید و متفاوت به ناچار نیازمند تغییراتی بر روی کالبد مکان می باشد تغییراتی که بطور مستقیم از آن کاربری ناشی می گردد و یا تغییراتی که لازم می آید تاذ آن کاربری در کالبد مکان جای گیرد.
ماده هشتم
حفاظت طالب اقامات عملی جهت دستیابی به یک نظم بصری است، بطور مثال نسبت به شکل،مقیاس،رنگ،بافت مصالح استفاده شده و نوعیت آن به ایجاد، تخریب یا تغییر ساختاری که بخاهد باعث تخریب و تاثیر گذاری منفی در نظم بصری موقعیت مکانی گردد، نباید اجازه داد.
بین مکان و موقیت استقراری آن در هیچ زمانی جدایی آشکار وجود نداشته است. هر کجا که ارزشمندی زیبایی مکان جزئی باشد، این ارتباط بصری اغلب باعث شکوفا شدن ارزشمندی تاریخی و دیگر ارزشمندی های مکان می گردد. مراقبت از یک مکان با مسائل مربوط به خارج از محدوده قانونی مکان مورد نظر نیز مربوط است.
ماده نهم
یک بنا یا اثر با ارزش بایستی در موقعیت تاریخی اش باقی بماند. نقل و انتقال همه یا قسمتی از یک بنا یا اثر با ارزش غیر قابل قبول است، مگر آنکه این تنها اقدام جهت حفظ حیات کالبدی و ارزشهای میراثی آن تلقی گردد.
ماده دهم
نقل وانتقال محتویات، مبلمان ومتعلقات بناها که قسمتی از ارزشهای میراثی مکان را شکل میدهد، غیر قابل قبول است، مگر آنکه این تنها اقدام جهت حفظ حیات کالبدی و ارزشهای میراثی آن تلقی گردد وجهت سالم سازی امنیتی و نگهداری کالبد لازم باشد. چنین متعلقاتی بایستی قابل بازگشت باشد، زیرا شرایط مورد بحث در تجربیات آینده قابل تغییر است.
فرایند حفاظتی
نگهداری
ماده یازدهم
نگهداری کالبد در جایی لازم است که کالبد خود به تنهایی ویژگی های ارزشهای میراثی را تداوم می بخشد و یا جایی که شدت مداخلات فرایند حفاظتی باعث از بین رفتن مدارک و اسناد با ارزش میراثی مکان می گردد.
ماده دوازدهم
نگهداری محدود است به محافظت از عوامل پوسیدگی و فرسایش، اقدامات فنی و عملی مناسب و در جائیکه لازم است استحکام بخشی کالبد موجود اما بدون تخریب ارزش میراثی آن.
مرمت
مرمت تنها وقتی مناسب است که مدارک مناسبی از حالت اولیه شناخته شده کالبد در دست باشد و فقط اگر با باز گرداندن کالبد به آن حالت ارزشهای میراثی مکان آشکار تر میگردد.
ماده چهاردهم
مرمت کردن بایستی جنبه های ارزشمند میراثی مکان را بیان کند. این امر با احترام به همه مدارک و شواهد اسنادی و فیزیکی انجام می پذیرد و تا نقطه آغازین حدس و گمان به پیش میرود.
ماده پانزدهم
مرمت کردن محدود است به گرد آوری عناصری از کالبد که در جای خود نبوده اند و یا انتقال و حذف زوائد و اضافات الحاقی بر طبق ماده 16
ماده شانزدهم
سهم همه دورانهای زمانی مکان بایستی به طور مشترک مورد احترام باشد. اگر یک مکان شامل کالبدی از دورانهای مختلف باشد، جلوه کالبد یک دوره تاریخی در میزان و مقایسه با دیگر دورانها می تواند فقط زمانی باشد که آنچه که حذف می گردد و کالبدی که آشکار می گردد از ارزشمندی میراثی بیشتری برخوردار باشد.
بازسازی
ماده هفدهم
بازسازی تنها زمانی مناسب است که یک مکان بر اسا س تخریب و یا تغییرات کامل نباشد و یا جاییکه برای بقای کالبد مکان این دخالت واجب باشد و یا جایئکه این امر باعث آشکار کردن و جلوه دادن بهتر ارزشهای میراثی یک مکان باشد.
ماده هجدهم
باز سازی محدود است به تکمیل نواقص جزئی و نبایستی قسمت اعظم کالبد یک مکان را باعث گردد.
ماده نوزدهم
باز سازی محدود است به خلق دوباره شکلی که بر اساس مدارک و شواهد اسنادی و فیزیکی شناخته شده است. این اقدام بایستی در اولین بررسی ها، قابل تمیز دادن از اصل کالبد موجود باشد .
تغیر کاربری
ماده بیستم
تغیر کاربری زمانی قابل قبول است که حفاظت مکان نمی تواند در غیر آن انجام پذیرد، و جائیکه تغییر کار بری جوهره کالبد مکان را از ارزشهای میراثی آن تهی نمی سازد.
ماده بیست و یکم
تغییر کاربری بایستی محدود باشد به استفاده ضروری از مکان بر طبق مواد 6و7.
ماده بیست ودوم
در یک مداخله تغییر کاربری به ناچار قسمتی از کالبد حذف می گردد، بدین ترتیب بایستی این عناصر حذف شده در جائی امن نگهداری شوند تا در یک بازنگری آتی قابل استفاده باشند.
انجام طرح حفاظتی
ماده بیست وسوم
اگر کار بر روی یک مکان بایستی بطور تخصصی با مطالعه اسناد و شواهد کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، فیزیکی (مستند نگاری و آسیب شناسی) از وضعیت موجود کالبد مکان قبل از هر گونه دخالت در مکان صورت می پذیرد.
ماده بیست و چهارم
مطالعه یک مکان گاهی نیازمند تخریب کالبد و یا حفریات باستان شناسی است، این امر بایستی زمانی انجام پذیرد که اطلاعات مورد نیاز جهت تصمیم گیری نسبت به حفاظت مکان با کمبود روبرو بوده و یا بدست آوردن سندی که باعث اطمینان خاطر حفاظت گر باشد در حال حاضر مفقود شده و یا غیر قابل دسترس است و یا هر گونه عمل غیر قابل اجتناب دیگری که ضروری به نظر برسد. تحقیق و پژوهش یک مکان برای هر دلیلی که تخریب فیزیکی را لازم داشته داشته باشد و یا به دا نش امروز بشری کمک می کند، ممکن است جایز شمرده شود، بشرط آنکه این امر با سیاستگذاری امر حفاظتی مکان سازگار بوده باشد.
ماده بیست و پنجم
بایستی گزارش مشروح و مکتوبی از خدمات سیاستگذاری حفاظتی بطور تخصصی آماده شود و در آن ارزش میراث فرهنگی مکان مورد نظر و فرایند مداخله پیشنهادی امر حفاظت با کنار هم قرار دادن مدارک علمی مستند شامل، عکسها و تصاویر،نقشه ها و همگی نمونه های لازم ارائه گردند.
ماده بیست وششم
موسسه یا افرادی که مسئول تصمیمات اتخاذ شده طرح پیشنهادی حفاظتی می باشند، بایستی با ذکر نوع مسئولیت در هر فراز از تصمیم گیری معرفی گردند.
ماده بیست وهفتم
جهت گیریهای ویژه تخصصی و مناسب باید برای هر یک از مراحل کار مطرح گردد و بایستی هر گونه مدرک و سند جدید و تصمیم گیری های مجدد در دنبال اقدامات مورد نیاز ماده 25 در گزارش ظبط گردد.
ماده بیست و هشتم
اسناد بدست آمده از موارد 26،25،23و27 بایستی دریک آرشیو عمومی که قابل دسترسی برای همگان باشد نگهداری شود.
ماده بیست و نهم
موضوعاتی که در موارد 10و22 به آنها اشاره شد بایستی بصورت ویژه تخصصی طبقه بندی گردند.
گردآوری کننده : خانم مهندس نغمه خاتونی مقدم
به نام خدا
نگارنده : فرزین مرادی*
كليد واژه ها : يادمان ، بافت تاريخي ، بيانيه ، قطعنامه ي آتن ، قطعنامه ي آمستردام ، قانونگذاري ، مديريت، حفاظت.
چکیده :
يادمان تاريخي كه نماينده ي فرهنگ ، هنر و فن معماري زمان ساختشان هستند ، بي شك در ارتباطي تنگاتنگ با بافت شهري پيرامون خود در زمان ساخت ، بوده و معني كامل خود را با آن مي يافته اند .
بي شك جدا كردن تك بناها و يادمان هاي تاريخي ، از محيط در برگيرنده ي آنها ، همانا كشيدن پرده اي از ابهام بر شناخت آنها براي آيندگان خواهد بود.
در اواخر قرن 19 ميلادي گفتمان هاي بسياري در پيوند با چگونگي باز شناخت و حفظ يادمان هاي تاريخي آغاز شد و روز به روز جدي تر و كامل تر دنبال شد . در پي اين روند تكامل مباحث مرمت ، در سال 1931 م ، در شهر آتن ، در چهارمين كنگره ي بين المللي معماران مدرن منشوري تهيه شد كه هدف آن حفاظت و حراست از يادمانهاي تاريخي و چگونگي هاي اين حفاظت بود . رفته رفته به فضاي پيراموني يادمان هانيز توجه شد . اين توجه هنگامي جدي تر گرديد كه در اثر جنگ دوم جهاني آسيب هايي به يادمان هاي تاريخي و فضاي پيراموني شان وارد شد.
از اين پس به نحوي سمت گيري مباحث مرمتي از توجه صرف به تك بناها خارج شده و بافت پيراموني در برگيرنده تك بناها هم اهميت پيدا كرده است . نمود اين اهميت روز افزون را مي توان در قطعنامه هاي بعد از سال هاي جنگ دوم جهاني ديد. تكامل نسبي اين روند در قطعنامه آمستردام ، به روشني نمايان مي شود.
مقدمه :
مساله آثار و ابنیه تاریخی و چگونگی رویارویی و برخورد با آنها ، چه به عنوان یادمان تاریخی و چه به عنوان مجموعه ها و بافت های تاریخی معنا دهنده یادمان ها ، از سالها پیش و بویژه یک قرن اخیر از اهمیت ویژه و روز افزونی برخوردار شده است .
این مساله نه به دلیل مدت زمان یا طول عمر و تاریخ آنها ، که به سبب ممتاز و برجسته بودن شان از دید توانایی رسانش اندیشه ، از شخصی به شخص دیگر ، به سبب زیبا بودن ، به واسطه وابسته بودن به جریان زندگی و روش اندیشیدن مردمش ، به خاطر داشتن توانایی های ذاتی در بیدار کردن انگیزه های انسانی و معنوی و به سبب تنیده بودن ادبیات مردمی در تاروپود آثار و ابنیه تاریخی و به همراه داشتن نماد های آیینی – اعتقادی که در اندیشه های همان مردمان نهفته است ، در لحظات و موقعیت های گوناگون از زندگی ایشان در سرزمین مورد بحث ، مساله ای بسیار مهم به نظر می رسد .
از آنجا که دو عامل فرهنگ عامه و مبانی حقوقی هر کشور ، تعیین کننده مسیر گسترش اندیشه و شیوه های عملی حفاظت و مرمت آثار باستانی و تاریخی بویژه شهر ها و محوطه های تاریخی می باشد ، از این رو می توان برخوردهای گوناگون حفاظتی و مرمتی را ، از کشوری تا کشور دیگر و از سرزمین تا سرزمینی دیگر ، انتظار داشت .
در اینجا اشاره ای کوتاه به دیدگاه ها و نظریه های مرمتی ، از اواخر قرن نوزدهم میلادی تا پیش از شکل گیری قطعنامه آتن ، خواهد شد
در سال های پایانی قر ن نوزدهم و اوائل قرن بیستم اروپا ، فضا و جو مرمتی– معماری حاکم بر اکثر کشور های اروپایی ، متاثر از نظریات و عقاید نظریه پردازانی همچون
« اوژون ویوله لودو»[1][1] ، « جان راسکین »[2][2] و« لوکابلترامی»[3][3] بود . نظریاتی که با وجود تفاوت ها و تقابل ها یی که در بسیاری از موارد با هم داشتند ، خواسته یا نا خواسته ، هر یک به گونه ای با بی توجهی به بافتهای تاریخی شهرها ( به استثنای «کامیلوسیت»[4][4] )، موجبات روند نابودی و از بین رفتن این فضا ها و در پی آن بنا های یادمانی را فراهم آوردند .
لودو که بر اثر حداکثر مداخله در بنا های تاریخی و بازگرداندن ویژگی های سبکی و شکلی دوره ساخت آنها معتقد بود ، از شیوه های مرمتی پیشنهادی خود ، یعنی بازسازی سبکی و
پاکسازی سبکی برای دخالت در بنا های تاریخی بهره می جست . او اعتقاد داشت که بناهای تاریخی در صورت جدا شدن از بافت اطراف خود ، با تخریب بنا ها و فضا های پیرامونی آنها ، ارزش و اهمیت خود را باز می یابند .
در برابر نظریهای لودو ، نظریه پرداز دیگری به نام جان راسکین برای مرمت های افراطی و بی حد و مرز این دوره ، نظریاتی را در رد مرمت ها و. دخالت های بیش از اندازه و افراطی بناهای تاریخی عنوان کرد .
اما او نیز به گونه ای افراطی با بی توجهی کردن به مقوله مرمت ، تعمیر و یا باززنده سازی بناهای تاریخی ، به گونه ای دیگر سبب از بین رفتن آنها و در نتیجه بافت تاریخی شهر می شد .
از تقابل نظریه ها ، آرار و عقاید مرمتی موجود در آن زمان ، به تدریج دکترین های مرمت بوجود آمد و به رشد خود ادامه داد .
«کامیلو بویی تو»[5][5] موضوع جایگزینی مفاهیم معماری بجای ویژگی های شکلی و سبکی در مرمت بنا را ، برای اولین بار مطرح کرد .
او خواستار ایجاد عملکرد و کاربری نو ، در بنا های تاریخی ، به جهت باززنده سازی آنها و ادامه حیاتشان شد .
نظریه هایی در باب رابطه ارزشی بنا های تاریخی و محیط یا بافت پیرامون آنها ، توسط
کامیلو سیت مطرح گردید : الزام استفاده از مدارک و نقشه های مستند در مرمت جز به جز توسط لوکابلترامی و طرح دو نوع مرمت علمی و هنری در مورد منومان مرده و زنده توسط
« گوستاو جووانونی»[6][6] . همگی در روند تکوین نظریه های مرمتی بود .