|
حفاظت و مرمت
|
||
|
مرمت آثار فرهنگی - تاریخی |
مکان : سالن کنفرانس دانشکده مرمت ساختمان داوید
زمان: دوشنبه هشتم خرداد 1385 ساعت 2 بعد ازظهر
موضوع: تکنولوژی مرمت
با تشکر از دوستان عزیز حاضر در این جلسه ، برای من فرصت مغتنمی است که در جمع دوستان و کماکان با آنها ارتباطی هر چند کوتاه داشته باشم. ارتباط با مجموعه پردیس اصفهان با نام قدیمش که هنوز من این اسم را دوست دارم و دوستان قدیم را ملاقات میکنم و تجدید خاطره ای است که درجریان مسائل قرار بگیرم.
قرار بود که جلسه بیشتر گفت و شنودی جمعی باشددر ارتباط با تکنولوژی مرمت . قبل از ظهر در کلاس درس مهندس حیدری مطالبی بیان شد . چند نکته در ارتباط با موضوع مرمت بنظرم قابل توجه بوده که شاید برای شما هم تکراری باشد. در مورد ماهیت مبحث تکنولوژی مرمت به نظرم یک نکته حیاتی وجود دارد اینکه تفاوت دارد کار مهندسی ساختمان با کار مرمت . اگر به نقطه اشتراک و تمایز این دو دقت بکنیم، در کار ما تاثیر میگذارد.
دانش مربوط به ساختمانهای متداول دانشی است طبقه بندی و کاملا فرموله شده . یعنی ما وقتی با مدلها و فرمولهای ریاضی میخواهیم ساختمان را اجرا بکنیم ، یکسری قواعد و ضوابط وجود دارد که کمیتها را در آن میگذارند و بر همین اساس ما به یکسری محاسبات میرسیم که این محاسبات ما را راهنمائی میکنند که ازچه روشی یا چه نوع مصالحی یا چه تکنیکی و . . . استفاده کنیم ویا چگونه ازنیروهای جانبی پیشگیری، و همچنین یک مجموعه منضبط و منظم که بصورت نقشه با محاسبات دقیق ، که کار ساختمان با آنها شروع میشود.
دوستان با این موارد آشنا هستند و نیاز به بسط بیشتر ندارد. به همین خاطر اعتقاد دارم که در کار مهندسی ساختمان ، تکرار و یا تسری محاسبات یا بررسیهای فنی جزئیات اجرایی ، از یک ساختمان به ساختمان دیگر، خیلی معمول است . در فاز دو پروژه ، نقشه های اجرائی یک مجموعه از این جزئیات تیپ ، همراه نقشه اند ، مثلا تیر و ستون ، میلگرد، نبشی ، سرستون و . . .اینطور باشدو مواردی ثابت که تکرار میشود .
کار مهندسی مرمت، این تفاوت را با کار مهندسی ساختمان دارد که موارد به این راحتی قابل تکرار وتسری نیستند . چیزی که به عنوان مبنای محاسبه و طراحی فنی توی ساختمان اجرا میکنیم ، شاید بطور اجباری بشود گفت که کار تکنولوژی مرمت کاری است ، که علاوه بر داشتن پایه و بیس مورد نیاز ، نیازمند کار خلاقانه و نوآوری وبه یک معنی کار هنری و بداعت است . هر چند که ممکن است بگویند برای کار مهندسی خیلی از اوقات کسانی را داریم که با همین نوآوریها و مواجه تازه با یک تکنیک یا یک مصالح ، کارهای نو میکنند . این واقعیت دارد. ولی آنچه که در ارتباط با مرمت عرض میکنم ، این است که بحث تکنیک ، بدون در حقیقت مناسب سازی و گاهی اوقات بدون تصمیم گیری جزئی و تفصیلی از یک بنا به بنای دیگر و حتی گاهی از اوقات در یک بنای واحد برای یک مشکل یا عارضه مشابهی که در بخشی از یک ساختمان دارد ، شما دو راه حل مجزا داشته باشید.مثلا یک مسجد چهار ایوانی دارید که دو ایوان روبروی آن دچار مشکلی مشابه هستند و مثلا شاه تویزه آنها شکسته است . شما نمی توانید یک نسخه واحد برای تعمیر جزییات کار حفاظت و تعمیرات آن دو بپیچید . مثلا ممکن است جداره خارجی این دو ایوان به لحاظ جزئیات با هم فرق داشته باشند ، یکی ممکن است پوسته اورژینال نداشته باشد . دلایل متعددی باعث میشود که نتوانیم خیلی دست به تکرار بزنیم و یا نسخه های واحد بپیچانیم. به اعتقاد بنده کسی که میخواهد مرمت انجام دهد ، در زمینه مسائل تکنیکی باید لابد اینقدر پیشرفت بکند که برسد به مرحله نوآوری و اجتهاد و یا حداقل به جایی برسد که بتواند طراحی فنی بکند. دقت بکنید بحث طراحی فنی کردن ، غیر از محاسبه فنی و نقشه کشی فنی است . در بسیاری مواقع پیش می آید که مثلا سیستمی که برای حفاظت بکار مبرند ، برای تخریب یک ایوان یا مناره و. . . درهمانجا طراحی کنند ، این برای اولین بار باشد وشاید تنها موردی باشد که دیگر تکرار نشود . باید آدم بتواند این را طراحی بکند و ببندش برای اجرا. توی کار مرمت آدم گاهی اوقات مجبور میشود که ابزار کار را خودش بسازد . ممکن است بعضی ابزار مورد نیاز در بازار وجود نداشته باشد و مجبور است که خودش طراحی و بسازد . بنظر من این شاید یکی ازمهمترین ویژگی در مبحث تکنولوژی مرمت باشد که باید به آن توجه داشته باشیم .
این موضوع در آموزش این درس خیلی تاثیر دارد.زمانی که من در خدمت دوستان بودم، روش درس بیشتر حل صورت مسئله بوده است بدینصورت که من موضوعی میدادم و تعدادی مسئله، مثلا جرزی داده میشد که این جرز سرسفت شده و یا شکم داده و. . . یا این مناره کج داره میشود ویا اینجا را میخواهیم سقف بزنیم و . . .برای انجام این کارها از کدام روش استفاده کنیم، که در حقیقت پاسخ مسئله باشدودر خیلی مواقع اصلا پاسخ مسئله یکی نیست بلکه خیلی وقتها ممکن است پاسخهای متعددی برای یک مسئله واحد پیدا بشود لذا با توجه به این موضوع مرمتگر اگر نتواند طراحی فنی انجام دهد در کار با مشکل مواجه میگردد.
نکته دوم در بحث تکنولوژی مرمت،اینکه در حال حاضر یک مبنا و رفرنس و دستورالعمل مشخص برای کارهای فنی و مرمت نداریم و این در حقیقت جزئی است از مشکلی کلیترکه ما هنوز چیزی به اسم منشور مرمت در مملکتمان تدوین نشده است . این موضوع را سه سالی است که ما و آقای دکتر شیرازی و سایر دوستان وخدا رحمت کند مرحوم مهندس مهریار را ودوستان دیگر که در کمیته ایکوموس هستند که با سازمان میراث فرهنگی در کشاکش هستیم که یک کار فشرده سیستماتیک و علمی روی آن انجام بشه تا برای کسانی که میخواهند بعدا کار مرمت انجام دهند یک دستور العمل باشد.
کار مرمت در کشور ما بشدت سلیقه ای است وبشدت وابسته به فرد است به همین خاطر امکان ارزیابی یا نقد ، خیلی ، وجود ندارد. آنچه که ما شاهد آن هستیم اینکه بمقدار زیادی کارهای مرمتی ما بجای اینکه توسط مهندسین مرمت انجام شود ، توسط استادکاران انجام میگردد.وخیلی از اوقات بجای اینکه کارهای تکنیکی مرمتی انجام شود ، در اصل یکجور کار بنایی یا کار نوسازی یا بازسازی انجام میشود.این یکی از آفاتی است که ما دچار آن هستیم.به عنوان مثال میگوییم اس محمد این طاق را بزن واو هم بدون توجه به اینکه باقیمانده طاق صفوی است برای خودش خراب میکنه و مجدد آن را میسازد و بی خیال صفوی .همین وضعیت را توی خیلی ازبناهای تاریخی مثلا خانه های تاریخی کاشان ملاحظه میکنید و خیلی از چیزهایی که امروزه شما می بینید از ابداعات همین بنا و معماری است که این بنا را مرمت کرده است و هیچوقت این ساختمان همچون چیزی نداشته و بنا را طوری با سلیقه خودش انجام داده که با مزاج بازدید کننده جور در بیاد.مشکل اصلی این است که معیار اینها در مرمت این نوع بناها ، چیست ؟ چکارباید میکردیم که نکردیم ؟ آن مبانی که به یک نحوی روش اجماع شده است توسط کارشناسان خبره در سطح ملی که آیا اینطور عمل کنیم یا اینطور عمل نکنیم ، بسیاری از کشورهای حتی کوچک دنیا منشور مرمت خاص خودشان را دارند جدای از آن کنوانسیونها و منشور مرمتهایی که در سطح بین المللی مد نظر هست که ساختمانهای تاریخی دارای حرمت میباشند با این وجود هرکدام ، دارای منشور مرمت خاص خودشان هستند. بدلیل اینکه شرایط اقتصادی خاص دارند یا وضعیت فرهنگی ویژه دارند و یا گونه های خاصی از بنا را بیشتر توی مملکت دارنداینها همه میتواند تعیین کننده باشند که توی این مواجهه چگونه با یک بنا برخورد کنیم حال به این مسئله این را اضافه کنیم که ما بیشتر روی این ابهام تشدید بشیم وقتی که مسائل تکنولوژیک مطرح میشود یعنی ما چه شیوه ای را جهت مرمت انتخاب بکنیم ما در حقیقت چهار چوب نداریم و چند مشکل داریم 1- مبنا و راهنمای تعیین کننده که میزانی برای مداخلات و نوع مداخلات باشد ، نداریم 2- ادبیات مربوط به بحث تکنولوژی مرمت به فارسی تقریباهیچ چیز نیست ما چیزی که تدوین شده باشد روی جزئیات ، روی دیتیلها ، روی نحوه کاربرد صحیح مصالح یا سیستم استحکامی و . . .این در حالی است که ما به زبانهای خارجی یک مجموعه ای از منابع را داریم شاید قدمت آن چیزی که امروز به عنوان منابع تکنولوژیک در دست داریم در یک نگاه جدی تاریخی و به لحاظ تکنولوژی مرمت نوتر و جوانتر هست از بحثهای مربوط به مبانی مرمت که طی بیست و بیست و پنج سال اخیر توسط یونسکو و ایکوموس منتشر شده است وهمینطور اساتید ایتالیایی که مواردی را توی دانشکده ها شون انتشار داده اند . تلاش کمی در جهت برگرداندن این منابع به فارسی صورت گرفته است یکی از این منابع که در مورد مرمت ساختمانهای گلی است طی یکسال گذشته توسط دکتر شیرازی ترجمه شده است وشاید یکی دوتای دیگر که ما هنوز مطالب زیادی در این ارتباط نداریم که امیدواریم که برای ترجمه این منابع به فارسی فکری صورت گیرد.طبیعی است که عمده این مسئولیت به عهده مدرسه مرمت است ونباید از جاهای دیگر این توقع را داشته باشیم از طرف دیگر منابعی که در زمینه مرمت بزبان خارجی وجود دارد اکثرشان چون تولید شده در غرب هستند از لحاظ نوع بناها و نوع آسیب شناسی و نوع راه حلهای ارائه شده خیلی با شرایط مملکت ما تطابق ندارند کاربردشان عینا جای تامل دارد مستقیم نمی توانیم از آنها استفاده کنیم یا حداقل کم میتوانیم استفاده کنیم زیرا ما موضوعات و سازه های بخصوصی داریم مثلا ما در بخش وسیعی از کشورمان بناهای خشتی و گلی و آجری داریم و کارهای گنبدی و امثالهم که در غرب اصلا وجود ندارند بنابر این موضوعات مربوط به مرمت و تکنولوژی آن هم ممکن وجود نداشته باشد. بنا بر این تلاشی لازم هست که این اطلاعات بصورت بومی هم تولید و تدوین شود و این کار بایستی حتما انجام گردد. قطعا حرکت کردن در این مسیر ، زیر و رو کردن منابع خارجی را بدنبال دارد و یکی از گامهای اساسی است ولی آنچه که برای من محرز است اینکه خیلی از این منابع در اینجا قابل استفاده نیستند یک دلیل اینکه بخاطر سنخیت بناست و جنبه های دیگری از جمله عدم خدمات پشتیبانیهای لازم جهت مهندس مرمتگر شامل آزمایشگاه ومحاسبات فنی برای تست نمونه ها و سونداژها و . . . که ما این ابزارها را نداریم و شما اگر به دفاتر کار میراث فرهنگی مراجعه نمایید فکر میکنم ابزار کار آنها از بیل و کلنگ بیشتر نیست . در حالی که استفاده از ابزار دقیق چه در مرحله شناخت چه برای آسیب شناسی بنا و چه برای انتخاب مواضع تکنیکی ضروری است و در آنجا تولید کنندگان این کارها را انجام داده و به مرمتگران خدمات رسانی و پشتیبانی میکنند در حالی که ما باید خودمان طراحی و تصمیم گیری بکنیم که از چه نوع مواد و مصالحی و یا چه تکنیکی استفاده نماییم.در حقیقت ما هیچ مرجعی نداریم تا ما را از جهت فنی پشتیبانی نماید. در کشورهای غربی تولید کنندگان متخصصین مرمت را سرویس میدهند و ما از این موضوع محروم هستیم.
موضوع دیگر مسئله محاسبات فنی دقیق و محاسبات کمی در مورد بناها است که برای کار مرمت ضرورت دارد . این موضوع در کشور ما دارای تاریخ طولانی و روشنی نیست.به یک معنا میتوانم بگویم شاید در این ارتباط اولین تلاشهای موثر و مفید در این زمینه توسط بچه های همین دانشکده صورت گرفته است . مثلا گنبد مسجد جامع قزوین خاطرم هست سی سال پیش با دوستان و کارشناسان شورای فنی سازمان حفاظت آثارباستانی قدیم مکرر چه در پشت میز و چه در محل کار بحث میشد که مشکل چیست واقعا نمی دانستیم نه تنها ما نمی دانستیم بلکه تا چند سال پیش هم نمی دانستند و با زدن هو در پشت مقصوره آن را رها کردن وهنوز ترکها فعال هستند . اولین تلاشها برای محاسبه فنی توسط آقای زمانی از دانشجویان همین دانشکده صورت گرفت ویا بعضی کارهایی که آقای مهندس حیدری انجام داده مشابه این موضوع میباشد . البته دوستان دیگری نیز کارهای مشابهی انجام داده اند که من اسمهایشان را نمی دانم مثلا سپاسدار روی سد کواربرای اولین بار اقدام به این محاسبات فنی کرد. سد تاریخی که توسط بچه های جهاد سازندگی تاجی به ارتفاع سه متر روی آن زده شده و آب سه متر بالاتر از آن بود طبیعی است که همین اضافات بتنی که به سد وارد شده بود خود یک مشکل اساسی بود. مرمتگران کارهای خود را بر اساس برآوردهای حسی و تجربی انجام میدهند و در اینگونه محاسبات در معرض خطراشتباه است.بنابر این اگر ما شناخت خود را از بناها بتوانیم علمی و سیستماتیک وکمی وریاضی بکنیم آنوقت با اطمینان میتوانیم عمل کنیم.در جاهای دیگر در این زمینه خیلی زودتر حرکت کرده اند مثلا وقتی دکتر شیرازی در دانشگاه رم درس میخوانده در آن موقع کتبی تدریس میشد که مربوط به آنالیز ساختمان بوده و کتاب دوازده درس مرمت آقای مهندس محبعلی در حقیقت از همان کتب گرفته شده مربوط به سی و چهل سال پیش است در حالی که در ارتباط با این موضوع در کشور ما تازه شروع گردیده است تازه مطالبی که در این کتب هست زیاد ارتباطی به بناهای ما ندارند.
جای سه نوع تحقیق و پژوهش در مملکت ما خالی است . نخست اینکه وقتی میخواهیم مرمت را شروع بکنیم باید قبل از آن دانش آسیب شناسی را داشته باشیم و باید بدانیم مشکل چیست و برای آسیب شناسی نیاز به اطلاعات دیگری داریم از جمله اینکه این بنا یا ساختمان به لحاظ نظام مهندسی ، اجرا و سازه و رفتار نیروها ، کیفیت مصالح و آنچه مربوط به تکنولوژی ساخت معماری سنتی و بومی است را درست ببینیم. متاسفانه در این ارتباط منابع ما هم بسیار کم است ومحدود میشود به تعدادی منابع که در بعضی وانمود به شناخت معماری سنتی میگردد که در حقیقت اینچنین نیست.
دوم اینکه جنس اطلاعاتی که در مورد معماری سنتی وجود دارد اشکالش این است که از نوع طبقه بندی شده وکلاسیک نیست که براحتی بشود آن را تبدیل به کتاب کرد بلکه به یک کاتالیستی ( پژوهشگری یا سازمان دهنده ای) نیاز دارد که پای صحبت معماران و استادکاران نشسته و مطالب را از آنها بگیرد وبه زبان آکادمیک و قابل فهم تبدیل نماید.
ازطرف دیگرمعماران سنتی ما نمیتوانند دانش خودرا در زمینه معماری سنتی بزبان بیاورند و نمیتوانند توضیح و توجیه کنند و معرفت آنها را خیلی سخت است که تبدیل به متن کرد زیرا معماران قدیم بخشی از این دانش را با عقل و بخشی را با تجربه و بخشی را با حس کسب کرده اند و همینطوری به این اطلاعات دست نیافته اند. معماران قدیمی از یک رابطه بسیار قوی بین ذهن ، چشم و دست برخوردار بودند که ما الفبای آن را بلد نیستیم و قادر به درک و فهم آن نیستیم . اینجور اطلاعات را تبدیل کردن به اطلاعاتی کلاسیک و مدون ، غیر ممکن نیست اما سخت است . میشود این اطلاعات را احصاء و استخراج نمود .
کمی مایه آبروریزی است که بیشترین اطلاعات ما در زمینه معماری گلی و بیشترین تلاشها در این زمینه در چغازنبیل و با حضور ژاپنیها بوده است . آنالیز خاک، روشهای استخراج و استحکام بخشی و . . . اولین تجربه ها و تولید اطلاعات است که در آنجا صورت گرفت . به عنوان نمونه کار آقای افشین ابراهیمی کار بسیار ارزنده و رفرنس با ارزش و نویی است . این نوع کارها باید صورت گیرد . کار معرفی انواع و اقسام شالوده ها ، بناها ، سازه های قدیم و تکنیک ساخت ، تجزیه و تحلیل سازه ای و بحث آسیب شناسی و نهایتا فن شناسی مرمت . در همه این زمینه ها ما لنگ میزنیم . بنا بر این هر کدام از شما دوستان تلاش کنید که در هر کدام از این قسمتها دانش خود را از این سطحی که هست ، جلوتر ببرید.
نکته دیگر با توجه به اینکه ما هنوز کار محاسبه را با جدیت توی بناهای خود نداریم و بنظر میرسد زمان خواهد برد که بخواهیم فرمولها را بدست آوریم. مثلا انواع و اقسام بناهای خشتی و گلی ویا تنوع جنس خشت و همچنین تنوع نوع ملات و یا حتی چینه های متنوع . من چینه هزار ساله را دیدم که درون بنا خوب حفظ شده و کلنگ روی آن کار نمی کرد. یعنی مشخص بود که این چینه داخل قالب خوب کوبیده شده و فکر میکنم روی جنس خاک اولیه وترکیب بافت ماسه آن خوب فکر کرده اند در حالی که خشت دوره های بعدی پوسیده بود و یا چینه های گلی وجود دارد که انگشت در آنها فرو میرود . اینها را چگونه میتوان فرموله کرد ؟ تنوع مصالح با کیفینهای مختلف و مقاومتهای متفاوت ، این خیلی سخت است . از طرف دیگر تلاش در این حوزه درشرایط و مراحل اولیه قرار گرفته است . علی رغم همه این مسائل ، کسی که می خواهد کار مرمت انجام دهد ضرورتا در بسیاری موارد باید تصمیم آنی بگیرد . یعنی مکلف میشود به تصمیم گیری آنی . مثلا در شرایط زلزله و یا شرایط اورژانسی دیگر. بنا بر این با توجه به این وضعیت، مهندس مرمت نیاز به یک معرفت کلی نسبت به نظام ساخت و ساز ساختمانی ، رفتار نیروها و عوامل مختلف آنها ، تشخیص نقاط آسیب پذیر و امثالهم ، دارد. یعنی حداقل بتواند به صورت حسی رفتار و تاثیرنیروها را تحلیل نماید که چرا این بنا در حالت شکسته ، ایستاده است. متاسفانه خیلی از همکاران به این موضوع توجهی نکرده اند. یعنی با مسئله نظام ساختمان سازی سنتی و وضعیت نیرو روی آنها و آسیب شناسی آشنایی ندارند . من مکرر دیده ام که یک تاق تیزه داری راکه شکم داده وشکسته و در آوارگاه دارد پایین می آید، سرتیزه اش شمع زده اند یعنی در نقطه ای که دارد بالا میرود . و یا اتفاق افتاده که تنگ گذاری کرده و مقطع چوب مورد استفاده ، وزن 15 آجر را ندارد و آن را زیر پانصد آجر گذاشته اند و یا شمع چوبی را زده و ته آن روی خاک است . بنا بر این باید به یک شکلی این موارد را در مرمت وجدان و فهم کرد . کسی که میخواهد کار مرمت بکند باید بداند در این بنا چه اتفاقی می افتد و چگونه نیروها در آن حرکت میکند تا به زمین برسد وکجاها ممکن است در رود و کجاها در مرز خطر است و چگونه میشود آنها را از این آسیبها نجات داد و موقعیت آنها را تثبیت کرد . شماها به چنین شناختی به شدت نیاز دارید . به همین خاطر من تصورم این است که کسانی که قبلا درس استاتیک و مقاومت مصالح را خوب خوانده اند ، راحتتر با این مباحث کناربیایند و به شکلی با این فهم کلی به داد ساختمان رسیده و جلوی پیشرفت خرابیها را بگیرند .
من عرایضم را کوتاه کنم و این دو سه مطلبی است که بصورت کلی بنظرم رسید در رابطه با فن شناسی مرمت ، اکنون در خدمت عزیزان جهت بیان نقد و نظر . خیلی متشکرم ازاین حوصله ای که به خرج دادید.
تهیه و تدوین : شکراله علیزاده
نگارش : مونا امین زاده*
زیر نظر : دکتر بهنام پدرام[1]
کلید واژگان :آناستیلوز ، بناهای سنگچین بدون ملات ، آناستیلوزیس با وصالی قائم ، آناستیلوزیس با وصالی افقی ، نگهداری تا پاره یابی ، طبله زدایی و شستشو، استحکام بخشی اولیه ، وصالی موقت ، تثبیت ، حفاظت و نگهداری ، مکانیزم پوسیدگی سنگ ها .
چکیده :
آناستیلوز روش مرمتی است که در مورد برپایی مجدد آثار سنگی که به روش سنگ چین بدون ملات ساخته شده اند و بیشتر در مورد حفظ ، نگهداری ، تداوم و القای بصری از دوران حیات اصلی یک اثر به کار گرفته می شود و حتی الامکان نباید با " دوباره سازی" همراه باشد و همچنین با بازسازی سبکی مترادف نیست . باید قبول کرد که هر اقدام برای آناستیلوز پتانسیل اشتباه بودن را دارد به همین دلیل کار باید قابل برگشت باشد که اگر بعدها شواهد بهتر یا بیشتری (جدیدتری) روشن شود آناستیلوزیس انجام شده قابل تغییر و اصلاح باشد. حالتهاي آناستيلوز در عمل به دو صورت ميباشد. مرمت آناستيلوزيس با وصالي قائم كه در اين نوع نياز به چسبها و محورهاي نگهدارنده لزوم پيدا ميكند. گاهي قطعه يا قطعات پاييني كه قرار است وزن قطعات بالايي را تحمل كنند نياز به استحكام بخشي دارند. مرمت آناستيلوزيس با وصالي افقي در اين نوع قطعات به صورت جانبي به يكديگر متصل ميشوند. وصالي اين قطعات معمولا به چسبها و نگهدارنده قوي نياز دارد. صفه مسجد سلیمان ، کنگاور ، پاسارگاد ، تکاب ، معبد آناهیتا از نمونه آثار ساخته شده به روش سنگچین بدون ملات می باشند که روش مرمتی آناستیلوز در این موارد به کار گرفته شده است. مرحله اول: پاره یابی و حمل قطعات ميباشد. برای شروع ابتدا باید به مطالعات تصویری در مورد قطعات پایه (قطعهای که قرار است قطعات دیگر به آن اضافه شوند ) پرداخت. مرحلة دوم : آسيب شناسي مشخص شود كه آسيب هاي اين نوع سنگ در ارتباط با محيط اطراف چند نوعند، فيزيكي، شيميايي يا مكانيكي . مرحله سوم: طبله زدايي و شستشو ميباشد. پاكسازي شامل زدودن قطعات از آلوده كنندههايي است كه ميتوانند روند تخريب را در سنگ تسريع بخشند. مرحله چهارم استحکام بخشی اولیه قطعات : در این مرحله قطعاتی که نیاز به استحکام بخشی دارند ، استحکام می یابند تا زمانی که به قطعات دیگر وصالی می شوند، ضایعات بعدی را به دنبال نداشته باشند. مرحلة آخر وصالی و استحکام بخشی قطعات به یکدیگر:وصالی یعنی اتصال مجدد قطعات متلاشی شده با رعایت اصول به یکدیگر ، این عمل با استفاده از انواع چسب ها نظیر طبیعی و مصنوعی و محورهای نگهدارنده ( مفتولها ) امکان پذیر می گرد
مقدمه:
با توجه به استفاده و کاربرد مرمت آناستیلوز در بناهای تاریخی سنگی اهمیت بررسی این نوع از مرمت و پرداختن به شواهدی از کاربرد آن ضروری می باشد. اکثر بناهای تاریخی مربوط به دوران پیش از اسلام همچنین محوطه ها و بناهای شاخص مانند تخت جمشید، پاسارگاد، معبد آناهیتا و... سنگچین بدون ملاط( با بستهای فلزی ) می باشد. در منشور آتن (1931)، فصل ششم اشاره می شود به این مسئله که:" در خرابه ها حفاظت دقیق و همراه با وسواس ضروری است و باید درصورت امکان اقداماتی جهت اعاده وضعیت قبلی قطعات اصلی که قابل اصلاح است، (آناستیلوز) انجام پذیرد." و در دنباله این موضوع در منشور ونیز (مه 1964)، ماده 15 آمده،" در ویرانه ها هرگونه اقدام به بازسازی ممنوع است فقط عملیات آناستیلوز به معنای سوارکردن مجدد قسمت های جدا شده و موجود در محل مجاز است." که در شروع بررسی مورد توجه است.
دستیابی به راهکارهایی جهت مرمت آناستیلوز در بناهای سنگی ایران با توجه به موارد موجود در قطعنامه ها از اهميت بسياري برخوردار است.
"آناستیلوز چیست ؟
یکی از ساده ترین شیوه های مرمت در ظاهر و در عین حال مشکل ترین شیوه مرمت (که به نوع آثار و شیوه ساخت اثر اتخاذ میگردد ) می باشد.
ریشه یابی تحت الفظی آناستیلوزیس : از سه جزء تشکیل شده است. جزء اصلی stylo یا style ، پیشوند ana ، پسوند sis که همگی ریشه یونانی لاتینی دارند.
. stylo: ستون ، زائده ، عضو ستونی ، سبک ، شیوه ، روش ، قلم ، میله...
"Ana"[2] : بالا ، به طرف بالا ، ( دوباره ، از نو ).
sis : اسم حالت و یا حالت به خصوصی.
بر گرداندن فرم و سبک یک اثر سنگی با کمک قطعات فرو ریخته.
در صورتی که styloبه معنای ستون یا زائده ستونی باشد ، نامگذاری این شیوه از بر پایی قطعات یک ستون فروریخته که دوباره بالا گذاشته شده یا از نو در محل اصلی شان گذاشته شده اند حالت گرفته است."[3]
"آناستیلوزیس به عنوان یک روش برای ارائه آثار غیر عملکرد دوباره .
خطر آناستیلوزیس این است که امکان دارد نحوه پیشرفت یک فاز فدای فاز دیگر شود، ( ادوار بر اثر ارزش و غنای سبکی و ارزش هنری در الویت قرار گیرند ). همانطور که احیای یک کلیسا می تواند باعث اکتشافات دوره های قبل و پیش آمدن مسائل بحث انگیزی باشد.
هنگامیکه ویرانه ها مربوط به یک دوره خاص باشد ، ساده تر است ولی هرگز بسیار ساده نیست اغلب با اتکا به شواهد چند راه حل می توان ارائه نمود.
مسلما آناستیلوز توام با خطاست چرا که بر پا کردن قطعات پراکنده سنگ ها را نمی توان هرگز دقیقا درست انگاشت.
مثال های زیادی در این مورد میتوان گفت یکی از اولینشان کار "سرآرتورایوانز"[4] است که سعی کرد قسمت ها یی از کاخ " کنوسوس"[5] را دوباره بر پا کند.
باستانشناسان امروز میگویند که او اشتباه کرده است ولی توریست های بیشماری که به جزیره "کرت"[6] میروند از او متشکرند به خاطر اینکه حس فضا را میتوانند درک کنند.
شاید شاخص ترین نمونه آناستیلوز برپایی قسمت هایی از رواق " پارتنون"[7] است در سردر" نایک آپتروس"[8] دوام مرمر "پنتلیک"[9] عامل نجات دهنده بود در حالیکه بیشتر مصالح در اثر انفجار فرسوده و خراب شده اند .مشکل مقامات یونانی این است که چگونه اشتباهات مرمتگران پیشین را جبران کنند. آنها تکنیک ها و مصالح غیر قابل برگشتی را استفاده کرده اند که قدرت تحرک را از مرمتگران امروز می گیرد. باید قبول کرد که هر اقدام برای آناستیلوز پتانسیل اشتباه بودن را دارد به همین دلیل کار باید قابل برگشت باشد که اگر بعدها شواهد بهتر یا بیشتری (جدیدتری) روشن شود آناستیلوزیس انجام شده قابل تغییر و اصلاح باشد. مساله آناستیلوزیس که در مجمع آتن مطرح شده بود به عنوان یک روش امکان پذیر در بازسازی نوعی از خرابه ها مورد قبول واقع شده بود. در این نوع از خرابه ها که دقت زیادی را در حفظ آنها ایجاب می کند و تمایل به استفاده از قطعات اصلی که ممکن است پاره یابی شده باشند وجود دارد هر زمان که این امر میسر گردد میتوان از مواد جدید نیز سود جست ، در صورتی که در کلیه مراحل ساخت ملحقات جدید قابل تشخیص باشد.
معادل کلمه آناستیلوز در زبان انگلیسی (recomposition) می باشد.
اصطلاح تحت الفظی آناستیلوزیس : ستونی را از حالت خوابیده به صورت ایستاده درآوردن.
همان گونه که گفته شد ، این اصطلاح درباره بناهای سنگی یونانی و رومی و قرون وسطایی به کار رفته است ولی امروزه بیانی عام دارد و درباره تمام آثار منقول و غیر منقول مرکب از مصالح مختلف به کار می رود. به جای کلمه آناستیلوز می توان از ترکیب دوباره استفاده کرد.آناستیلوز روش مرمتی است که در مورد برپایی مجدد آثار سنگی که به روش سنگ چین بدون ملات ساخته شده اند و بیشتر در مورد حفظ ، نگهداری ، تداوم و القای بصری از دوران حیات اصلی یک اثر به کار گرفته می شود و حتی الامکان نباید با " دوباره سازی"[10] همراه باشد و همچنین با بازسازی سبکی مترادف نیست مگر در مواردی خاص که تمامی قطعات و اجزای یک اثر موجود باشد." [11]
1) اتصال سنگ های بدون ملات
به وسیله بست های دم چلچله ای
در تخت جمشید
"حالت های آناستیلوز در عمل :
آناستیلوزیس با توجه به سابقه و سرچشمه نامگذاری این شیوه مرمتی ( که مفهوم بر پا کردن دوباره عناصر معماری را در امتداد قائم در خود دارد ) معمولا در دو حالت قائم و افقی ( به تلفیقی از هر دو ) صورت می گیرد. در یک نگاه دقیق و کمی تامل در اصطلاح آناستیلوزیس معلوم می شود که نوع قائم بیشتر با تعاریف و شکل کلاسیک آن مطابقت
دارد ، تا نوع افقی ، تجزیه این اصطلاح ( ana-stylo-sis ) بر ما روشن می سازد که این شیوه در هنگام نام گیری درباره یک ستون فرو ریخته اعمال شده و این نام را به خود گرفته است. البته اگر منظور از ستیلو (stylo ) در این اصطلاح، سبک و شیوه باشد باز هم ستون ها می توانند به عنوان شاخص های سبک و شیوه ها مدنظر باشند."[12]
"مرمت آناستیلوزیس با وصالی قائم :
نیاز به چسب ها و محورهای نگهدارنده لزوم پیدا می کند. گاهی قطعه یا قطعات پایینی که قرار است وزن قطعات بالایی را تحمل کنند نیاز به استحکام بخشی دارند ، در مورد قطعات کاملا فرسوده شده بنا به ارزشی که قطعات بعدی دارند ( و میزان فرسایش قطعات پایینی) می توان در اتصال قطعات به یکدیگر از جایگزین کردن قطعات جدید کمک گرفت قطعات الحاقی جدید از اهمیت خاصی در آناستیلوز قائم عناصر معماری برخوردارند. نمونه های این حالت آناستیلوز می توان چهار صفه مقابل آرامگاه اردشیر سوم ، گاوهای نگهبان دروازه نیمه تمام ، سردرها و تاج سردرهای جناح حرمسرا ،جرز شرقی از ایوان جنوبی کاخ تچر ، در تخت جمشید را نام برد.
2) ۳)

4) 5)
عکس های این صفحه مربوط به انجام مرحله وصالی در قسمت هایی از باغ شاهی پاسارگاد می باشد.
مرمت آناستیلوز با وصالی افقی :
در این نوع قطعات به صورت جانبی به یکدیگر متصل می شوند. وصالی این قطعات معمولا به چسب ها و محورهای نگهدارنده قوی ( که بنا به وزن و شکل قطعات انتخاب می شوند ) نیاز دارد. سطح تراز و جرثقیل های با حرکت عمودی و افقی از اهم ابزار کارگاه وصالی ميباشند. از نمونه های مرمت آناستیلوز با وصال افقی می توان درگاه شرقی دروازه ملل ، درگاه ضلع جنوب شرقی و غربی از تالار صد ستون ، قلمه ستونهای ایوان شرقی از کاخ آپادانا را نام برد."[13]
در جای اصلی شان
"برای استحکام و جذب شدن قطعات در چنین عملیاتی باید از ابزار کلاف بندی ( مانند کابل های فولادی و...) کمک گرفت. بهتر است که محورهای نگه دارنده و مواد پرکننده مشخص بوده و دارای استحکام لازم باشند.
قطعات جدید معمولا به سه دلیل در خلال عملیات آناستیلوز اضافه می شوند:
1. جایگزین شدن به جای قطعات مجهول برای اتصال یک قطعه به قطعه دیگر.
2. ادامه خطوط و زیبایی در ظاهر عناصر.
3. کمک به ایجاد هاله ای از حجم اولیه.
قطعات الحاقی در هر حالتی باید از قطعات باستانی قابل تمیز باشند (اختلاف رنگ) ، این اختلاف نباید آنچنان باشد که بیش از سنگ های باستانی جلب توجه نماید. هاشور ، تاریخ و رقم زمان الحاق شاخص هایی هستند که می توانند در تشخیص قطعات الحاقی جدید راهنمای خوبی باشند بهتر است این سنگ ها از نزدیکی معادن باستانی استخراج شوند."[14]
صفه مسجد سلیمان ، کنگاور ، پاسارگاد ، تکاب ، معبد آناهیتا از نمونه آثار ساخته شده به روش سنگچین بدون ملات می باشند که روش مرمتی آناستیلوز در این موارد به کار گرفته شده است.
7)جایگیری قطعات در کنار هم 8)استفاده از محورهای نگهدارنده در
وصالی
از پاره یابی تا نگهداری:
به علت تنوع قطعات و یکسان بودن مراحل از پاره یابی تا وصالی ابتدا به توضیح این مراحل پرداخته ، زیرا به طور کلی می توان مراحل عملی وصالی و حفاظت از یک اثر تاریخی سنگی را به مراحل زیر تقسیم کرد :
الف ) پاره یابی و حمل قطعات
ب ) آسیب شناسی
ج ) طراحی داربست و ابزار بالا برنده
د ) طبله زدایی و شستشو
ه ) استحکام بخشی اولیه (در صورت لزوم)
و ) وصالی موقت
ز ) وصالی و استحکام بخشی قطعات به یکدیگر
ح ) استحکام بخشی ( تثبیت )
ط ) حفاظت و نگهداری
الف) پاره یابی و حمل قطعات :
برای شروع ابتدا باید به مطالعات تصویری در مورد قطعات پایه (قطعه ای که قرار است قطعات دیگر به آن اضافه شوند ) پرداخت. پیگیری مطالعات بصری می تواند کمک بزرگی به پاره یابی و دوباره چینی قطعات متلاشی و گردآوری در کارگاه وصالی باشد. در مواردی که قطعات بر اساس نوع تزئین در محل استقرار جمع آوری و آرشیو شده اند تجسسس و مراجعه به آنها و نهایتا عمل پاره یابی آسان تر است. رنگ ، بافت ، برآمدگی ها و فرورفتگی ها ، ادامه خطوط در نقوش ، رگه های ناخالصی و جای بست ها می توانند در پاره یابی راهنماهای اصلی باشند.
پاره یابی قطعات سنگی براساس وزن قطعات به دو دسته تقسیم می شوند :
1. قطعات سبک
2. قطعات سنگین
قطعات سبک: به آن دسته از قطعات سنگی اطلاق می شود که حمل آنها به راحتی توسط فرد یا افراد انجام گیرد. در پاره یابی این دسته از قطعات سنگی می توان قطعاتی را که احتمالا به هم مربوط می شوند را برای وصالی آزمایشی به محل کارگاه حمل کرد.
قطعات سنگین: به آن دسته از قطعات سنگی گفته می شود که در جابجایی و بلند کردن قطعات نیاز به ابزار مکانیکی ( مانند جک ، جرثقیل و اهرم ) باشد. در مورد قطعات سنگین می توان از بخشی که ممکن است به قطعه دیگر وصل شود و دو قطعه از یکدیگر فاصله دارند ، با گل رس قالب گرفت و برای آزمایش وصالی ، پای قطعه ای دیگر برد و پس از اطمینان از جذب شدن فرو رفتگی یا برآمدگی قالب گیری شده قطعات را به کارگاه وصالی حمل کرد.
حمل قطعات پاره یابی شده :
پس از مطالعه و برر